معامله گری ارز های دیجیتال

اولین قدم در معامله ( ارزهای دیجیتال و یا هر معامله دیگری چون فارکس و بورس و … ) حفظ قدرت سرمایه اولیه است و قدم بعدی رشد سرمایه است.
نکته مهم حفظ صبوری و اجتناب از حرکات اتشین هیجانی نیز نگاه به سود بلند مدت ( اصلی ) در بازارهای مالی است.
معامله در بازارارزهای دیجیتال همانند بازار بورس ایران ، معامله ای یک طرفه است ( برخلاف فارکس ) هر چند که تنها چند صرافی محدود اقدام به انجام معاملات دو طرفه می نمایند . در بازارهای یک طرفه هدف ما خرید یک دارایی ( واجد قابلیت رشد ) در قیمتی پایین و فروش آن در قیمتی بالاتر (البته با تعریف حد ضرر) می باشد.
در بازارهای مالی با مثلثی سروکار داریم که واجد سه ضلع است :
سود ( Profit ) / ضرر ( Loss ) / ریسک
هرچه ریسک بیشتری را مرتکب شوید، احتمال برداشت سود یا دریافت ضرربیشتر وجود خواهد داشت. مدیریت ریسک قطعاً می تواند در سوددهی معاملات شما نقش بالایی ایفا کند.
به معامله گری به عنوان یک کسب و کار نگاه کنید لذا همچون هر پیشه دیگری نیازمند پرداخت هزینه های مرتبط خواهید بود. سود و ضرر دو جزء لاینفک بازارهای مالیست چه انکه ضررها به عنوان هزینه های اولیه این حرفه ( کسب تجربه ) قلمداد می شود.احساسی برخورد کردن متعاقب ضررهای مالی ممکن است کسب و کار شما را به ورطه نابودی بکشاند لذا هیچگاه معامله گری را معادل قمار یا بازی هماره سود ندانید !
قابلیت پیش بینی و نه پیش گویی بازار بر پایه تجارت و ابزارهای تحلیلی موجود سبب شده تا ضرر در رزومه حرفه ای تمامی افراد موفق این بازار مشاهده شود لیک آنچه مهم است کسب تجربه و مثبت بودن میانگین فعالیت اقتصادی شماست. ( شاخص حساب شما باید در مسیر رشد / مثبت باشد )
جهت فعالیت در بازارهای مالی باید علم مربوطه را داشت ، با بازار آشنا بوده از اصول تحلیل بنیادی و تکنیکال استفاده کرد. مدیریت سرمایه / ریسک را لحاظ کرده در اجرای تصمیم نهایی خود متعهد باشید.
معامله گری در عین داشتن ظاهری ساده دارای پیچیدگیها و دشواریهای فروانی است بهطوریکه درصد زیادی از کسانی که وارد بازار میشوند حتی با یادگیری تحلیل های مختلف تکنیکال (technical) و بنیادی (fundamental) بازهم موفق به کسب سود مستمر از آن نمیشوند. دلیل پیچیدگی معامله گری در بازار سرمایه این است که انسان در طول یک معامله با عواطف و احساسات انسانی خود مواجه میشود. درگیر طمع، ترس، هیجان، استرس و … میشود و توان مدیریت صحیح معامله خود را از دست میدهد. روانشناسی معامله شاید کلید گمشده معامله گران بازار های مالی وافراد زیادی باشد که با سرمایه گذاری در این بازارها شانس موفقیت خود را برای سود کردن در این بازار پر نوسان امتحان میکنند.
https://ttse.ir/blog/stock-psychology/psychologist-trader-trading/
قبل از ادامه بحث خلاصه ای از انواع استراتژی ها را همراه با ویژگی استفاده کنندگان از این تکنیک ها به طور خلاصه خدمتتان مطرح می نماییم؛
- سرمایه داری (Position Trading)
بلند مدت ترین سبک معاملاتی میباشد که از چندین ماه تا چند سال ممکن است زمان ببرد. این سبک مورد علاقه تحلیلگران بنیادی و تحلیلگران اقتصاد کلان میباشد که با شناسایی یک گزینه سرمایهگذاری، آینده آن را در بلندمدت مورد پیشبینی قرار میدهند. این روش معاملاتی طرفداران زیادی ندارد و معمولا افرادی بسیار صبور جذب چنین سبکی میشوند. ریسک این سبک نسبتا پایین است ولی باید دقت داشته باشید که یکی از فاکتورهای مهم در این سبک معاملاتی تحلیلزمانی است؛ باید در نظر داشته باشید که ریسک تورم بر بازدهی سرمایهگذاری شما چه تاثیری خواهد داشت.
نکاتی که یک سرمایهدار باید رعایت کند:
۱- در انتخاب گزینه معاملاتی عجله نکنید و ماشه را زمانی فشار دهید که طعمه مد نظر شما به صورت کامل در نقطه هدف قرار گرفته باشد.
۲- هر هفته تحلیل خود را به روز رسانی کنید و از کیفیت آن اطمینان کامل را کسب نمایید.
۳- اخبار پیرامون سرمایهگذاری خود را به دقت رصد کنید زیرا ممکن است در بلند مدت سناریوی شما دچار تغییرات عمدهای گردد.
سعی شد تا به صورت شفاف مزایا و معایب هر یک از سبکهای معاملاتی ارائه شود، حال شما هستید که تصمیم میگیرید به چه سبکی وارد بازارهای سرمایهگذاری شوید. در نظر داشته باشید که انتخاب درست و در نظر گرفتن جزئیات شانس شما را برای حضور بلندمدت در بازار افزایش خواهد داد.
- اسکالپرها (Scalpers)
سریعترین سبک معاملاتیست که در بازارهای پر نوسان و با سرعت بالا کاربرد دارد. در روش اسکالپینگ معاملات در چند ثانیه و یا نهایتا چند دقیقه بسته خواهند شد و سودهای نسبتا کوچکی را نصیب اسکالپر خواهد کرد. اسکالپرها معمولا بر روی بازههای زمانی ۱ تا ۱۵ دقیقه تمرکز دارند و از ریسک بالا هراسی ندارند. اگر عاشق هیجان هستید و در معاملات خود عجول هستید، این سبک میتواند برای شما مناسب باشد ولی باید توجه داشته باشید که این سبک معاملاتی بسیار پر ریسک میباشد لذا میبایست مهارتهای تحلیلی خود را در حد قابل قبولی افزایش دهید و تبدیل به یک تحلیلگر مجرب شوید
امروزه اکثر اسکالپینگها توسط الگوریتمها و اکسپرتها انجام میشود. سرعت کامپیوترها به شکل قابل توجهی از انسان بالاتر است و با توجه به انتخاب بازه زمانی یک دقیقهای و چند دقیقهای در اسکالپینگ، الگوریتمها و اکسپرتها میتوانند حداقل از نظر سرعت عملکرد قابل قبولتری نسبت به انسان داشته باشند.
نکاتی که یک اسکالپر باید رعایت کند:
1- گزینه های سرمایهگذاری با نقدشوندگی بالا را برای اسکالپینگ انتخاب کنید
2- در زمانهایی که بازار نقدشوندگی بالایی دارد معامله کنید
3- به دلیل اینکه با این روش، مکررا وارد معامله می شوید، قیمت کارمزدهایی که به تنهایی ناچیز هستند در مجموع قابل توجه میشوند لذا باید مطمئن شوید که مابهالتفاوت قیمت خریداری شده و فروخته شده سود معقولی را نصیب شما میکند.
4- با توجه به اینکه ریسک معاملات در اسکالپینگ بسیار بالا میباشد بهتر است تا زمانی که در تحلیلگری به مهارت کامل نرسیدید از این سبک استفاده نکنید
5- مبنای معاملات خود را نمودار قیمت و زمان قرار دهید؛ در این روش تحلیل بنیادی کاربرد زیادی ندارد.
6- تبدیل استراتژی معاملاتی خود به الگوریتم میتواند در زمان صرفهجویی کند و با توجه به سرعت بالایی که دارد میتواند مدیریت سرمایه شما را با کیفیت بهتری انجام دهد.
- معاملهگران روزانه (Day Traders)
این سبک معاملاتی نیز مانند اسکالپینگ در کوتاهمدت انجام میشود با این تفاوت که معاملات در بازه زمانی یک روزه انجام میشود. در این سبک موقعیتهای خوب معاملاتی برای یک روز شناسایی میشوند و تا پایان همان روز بسته خواهند شد. این روش برای افرادی مناسب است که وقت کافی برای رصد بازار را ندارند و مایل هستند تا معاملات خود را در همان روز معاملاتی ببندند. این افراد نسبت به اسکالپرها از ریسکپذیری پایینتری برخوردار هستند ولی باید توجه داشت که این سبک نیز ریسک کمی ندارد. معاملهگری روزانه معمولا در بازارهای سرمایهگذاری ۲۴ ساعته کاربرد دارد و یکی از سبکهای معاملاتی رایج در بازارهای جهانی میباشد.
نکاتی که یک معاملهگر روزانه باید رعایت کند:
۱- از نقدشوندگی گزینه سرمایهگذاری خود اطمینان کسب کنید.
۲- در روزهای خاص مانند اواخر سال که بازار ملتهب است معامله نکنید.
۳- در طول روز حتما چند بار معاملات باز خود را بررسی کنید.
- معاملهگر نوسانی (Swing Trading)
ورود شما ( Mind / تفکر معامله گر) به بازار می تواند از دو استراتژی کلی تبعیت کند :
— شکارچی = Hunter ( خرگوشی ) : نوسان گیری روزانه و استفاده از ریز موج ها
— کشاورز = Farmer ( لاک پشتی ) : نگاهی بلند مدت به بازار و خرید سهام براساس تحلیل در دراز مدت
معامله نوسانی سبکی زمانبر میباشد و معاملات آن برای چندین روز باز خواهند ماند. این سبک نسبت به دو روش قبلی کمی کندتر و کم ریسکتر میباشد و مناسب افرادی هست که وقت کافی برای رصد روزانه بازار را ندارند. معامله گران نوسانی معمولا با شناسایی نواحی برگشتی معتبر معاملاتی را انجام میدهند و با شناسایی انتهای موج از آن خارج میشوند. البته باید در نظر داشت که در بازارهای دوطرفه، معاملهگران نوسانی این شانس را دارند که پس از شناسایی انتهای موج معامله خود را offset کنند و از موج بعدی نیز کسب سود کنند.
معاملهگر نوسانی دارای صبر و شکیبایی بالاتری نسبت به دو گروه قبلی میباشد و شخصیتی ریسکگریز دارد. معاملهگران نوسانی تعداد معاملات کمتر با سود مطمئنتر را ترجیح میدهند و از معاملات زیاد پرهیز میکنند با این اوصاف میتوان نتیجه گرفت که این سبک از حاشیه امنیت بالاتری نسبت به دو سبک قبلی برخوردار است. نوسان گیری روزانه در یک نگاهی کلی و کوتاه مدت سود بیشتری برای شما به ارمغان می آورد لیک عمده افراد موفق تمایل به سرمایه گذاری های بلند مدت و شکار سود های بسیار بالا و کم ریسک در موج های بزرگ قابل تامل دارند.
بر پایه این دو نگاه کلی ، پروتکل های معاملاتی مختلفی شکل می گیرد ؛
— خرید در قیمت کمتر و فروش در قیمت بالاتر = Buy & Sale : حد سود و ضرر شاخص بستن معامله خواهد بود.
نکاتی که یک معاملهگر نوسانی باید رعایت کند:
۱- سعی کنید موجهایی را شناسایی کنید مومنتوم و شتاب حرکتی مناسبی دارند.
۲- هر روز وضعیت معاملات خود را رصد کنید تا اگر واکنش غیر منتظرهای از بازار رخ داد تصمیماتی را اتخاذ نمایید.
https://asanbourse.ir/Blog/?p=116
آشنایی با دو روش معاملاتی حاشیه ای :
— آربیتراژ = خرید وفروش همزمان یک دارایی برای کسب سود از تفاوت قیمت ها آربیتراژ گفته میشود. به عبارتی سود آربیتراژی زمانی ایجاد میشود که یک کالای مشابه در دو بازار مختلف یا در مواردی خاص در دو قالب متفاوت عرضه میشود اما قیمت های یکسانی ندارد. وجود آربیتراژ نتیجه ناکارآمد بودن بازار است و مکانیزمی ایجاد میکند که موجب میشود قیمت ها به طرز قابلتوجهی از ارزش منصفانه و واقعیشان در درازمدت منحرف نشوند. فرض کنید قیمت خودرو صفرکیلومتر در کارخانه ۲۰ میلیون تومان و در نمایشگاه ۲۱ میلیون تومان است. شما میتوانید با خرید فوری خودرو از کارخانه و فروش آن به خریدار نهایی ۱ میلیون تومان سود کنید. به این سود، سود آربیتراژی گفته میشود یا ممکن است قیمت هر کیلو گردو ۱۵۰۰۰ تومان و هر کیلو مغز گردو ۵۰۰۰۰ تومان باشد. شما حساب میکنید هر دو کیلو گردو، یک کیلو مغز گردو میدهد و هزینه کارگری برای شکستن دو کیلو گردوها و تبدیل آن به مغز گردو ۱۰۰۰۰ تومان است. در این صورت شما با خرید دو کیلو گردو و پرداخت ۱۰۰۰۰ تومان هزینه کارگر، صاحب یک کیلو مغز گردو میشوید که میتوانید با فروش آن به مصرف کننده ۱۰۰۰۰ تومان سود کنید. این سود نیز سود آربیتراژی است.
شرکت های بینالمللی که سهامشان در بورس کشورهای مختلف عرضه شده است نیز میتوانند سود آربیتراژ داشته باشند. به این صورت که ممکن است سهام شرکتی در بورس ژاپن به قیمتی معامله شود که با قیمت آن در بورس آمریکا متفاوت باشد. سرمایه گذارانی که از این اختلاف قیمت مطلع باشند میتوانند از این فرصت برای کسب سود استفاده کنند. البته با توجه به پیشرفت تکنولوژی، کسب سود از قیمت گذاری اشتباه در بازار بسیار مشکل شده است. بیشتر معامله گران از سیستمهای کامپیوتری استفاده میکنند تا نوسانات ابزارهای مالی مشابه را رصد کنند. در مورد هر قیمت گذاری اشتباه و ناکارآمدی معمولاً به سرعت اقدامات لازم انجام میگیرد و فرصت کسب سود از آن، اغلب در عرض چند ثانیه حذف میشود.
https://modiremali.com/dictionary/آربیتراژ/
کسب سود از اختلاف خرید و فروش ارزهای دیجیتال در میان صرافی های مختلف جلوه ای از سود آربیتراژی می باشد هر چند که وفقه زمانی در انتقال ارزها به والِت ها این نوع سوددهی را در دنیای کریپتوکارنسی کم رنگ تر ساخته است.
— Reverse pair : یک روش معاملاتی دیگرست که طی آن فی المثل با دلار( تتر) بیت کوین خریداری شده آن را به اتریوم فروخته در نهایت با اتریوم ، تتر را تسویه کرده از بازار خارج می شوید. در این پروسه شما با 100 تتر ( به عنوان نمونه ) ورود کرده در پایان 105 تتربرداشت خواهید کرد ! یافتن این جفت ارز ها عموماً کار ساده ای نیست و عموماً به عنوان یک روش تحلیلی مورد استفاده قرار نمی گیرد.
در مرحله اول، ارز پایه بیت کوین، اتریوم یا لایت کوین که خریداری میکنید طبق ارز ملی کشور خود میباشد. این موضوع ساده است زیرا از ارزش کوین ها بر اساس ارز کشور خود آگاه خواهید شد. برای مثال اگر قیمت بیت کوین ۲۰ هزار دلار باشد و بخواهید ۱۰۰۰ دلار بیت کوین بخرید، ۰.۰۵ بیت کوین دریافت میکنید. اگر قیمت بیت کوین ۵۰ درصد افزایش یابد و به ۳۰ هزار دلار برسد، بیت کوینی که خریده اید نیز ۵۰ درصد افزایش قیمت خواهد داشت و ارزش ۰.۰۵ بیت کوین به ۱۵۰۰ دلار میرسد. سپس اگر کل بیت کوین خود را نقد کنید، ۵۰۰ دلار سود کرده اید.
مرحله بعد پیچیده تر است، زیرا شامل یادگیری نسبت جفت معاملاتی هنگام خرید آلتکوین ها با استفاده از بیت کوین (یا اتریوم و لایت کوین) میباشد. از آنجایی که نمیتوان آلتکوین ها را مستقیما از مرحله اول خرید، قیمت آلتکوین ها بر اساس ارز ملی کشور نخواهد بود. در ادامه مثالی در این خصوص ذکر میکنیم؛
در این مثال به جفت معاملاتی مونرو (XMR) / بیت کوین (BTC) یا به طور ساده تر XMRBTC خواهیم پرداخت. به عبارت دیگر، از بیت کوین برای خرید مونرو استفاده میکنیم. قیمت مونرو به جای دلار بر حسب بیت کوین بیان میشود. قیمت فعلی مونرو ۰.۰۲۵ است، یعنی آنکه خرید یک واحد کوین مونرو، ۰.۰۲۵ بیت کوین هزینه دارد. این قیمت فقط نسبتی بین قیمت بیت کوین در مقابل قیمت مونرو است. (اگر قیمت بیت کوین را ۱۴۸۰۰ دلار و قیمت مونرو را ۳۷۰ دلار در نظر بگیریم، نسبت این دو، ۰.۰۲۵ خواهد شد)
دلیل پیچیده شدن موضوع، این است که همیشه خریدها را با ارز کشور خود انجام دادهایم، خرید آلتکوین ها با بیت کوین به این نکته نیاز دارد که قیمت بیت کوین و مونرو را بر حسب دلار در آن لحظه بدانیم.
حال چگونه از مقدار سود خود مطلع شویم؟
در خصوص مثال فوق دو روش برای نظارت بر سود یا ضرر وجود دارد که عبارتند از:
۱- قیمت گذاری کوین ها بر حسب دلار
هنگامی که از ۰.۰۲۵ بیت کوین خود برای خرید یک واحد مونرو استفاده کرده اید، قیمت مونرو بر حسب دلار را بررسی میکنید. این موضوع بدان معنا است که قیمت گذاری مونرو فقط بر حسب دلار، محاسبه سود را آسانتر میکند. برنامه ها و منابع بسیاری وجود دارند که به شما امکان انجام این کار را میدهند و کوین مارکت کپ یکی از محبوب ترین این منابع میباشد.
بنابراین اگر قیمت مونرو در آینده به ۵۰۰ دلار برسد، متوجه میشوید که ۱۳۰ دلار از سرمایه گذاری ۳۷۰ دلاری اولیه خود، یعنی بیش از ۳۵ درصد سود کرده اید.
۲- قیمت گذاری کوین ها بر اساس ارز پایه
هدف اصلی قیمت گذاری کوین ها با استفاده از ارز پایه که معمولا بیت کوین میباشد، افزایش تعداد کوین هایی است که در اختیار دارید. در خصوص مثال فوق، اگر بگوییم که با استفاده از ۰.۰۲۵ بیت کوین یک واحد مونرو خریده اید و نسبت XMR/BTC در آینده به ۰.۰۳۰ برسد، یعنی آنکه قیمت مونرو ۲۰ درصد افزایش یافته است. این نکته هم چنین بدان معنا است که میتوانید با استفاده از مونروی خود، ۲۰ درصد بیشتر بیت کوین بخرید. اگر تصمیم گرفتید که مونروی خود را با بیت کوین تبادل کنید، ۰.۰۳ بیت کوین خواهید داشت که ۲۰ درصد بیشتر از ۰.۰۲۵ بیت کوین اولیه میباشد. در نتیجه، تعداد کوین هایی که در اختیار دارید افزایش مییابد.
https://mihanblockchain.com/understanding-cryptocurrency-trading-pairs-works/
بسته به روحیات ، شخصیت ونیاز و توقعِ خود از بازار می توانید یکی از این روش ها یا ترکیبی از آنها را جهت معامله گری انتخاب نمایید . قطعاً باید زمانی را جهت ارزیابی هر یک از روش ها اختصاص داد و از میان آنها روش مناسب را برگزید. مدل 3M معرف سه بال موفقیت در معامله خواهد بود ؛ Mind ( مغز معامله گر ) ، Money Management (مدیریت سرمایه) و Method (متد و استراتژی)
https://www.markethubonline.com/market.php
عامل اصلی موفقیت یک معامله گر(بعد از پیدا کردن استراتژی اختصاصی ) ، فقط و فقط مدیریت ریسک و سرمایه است. داستان شرکت مدیریت پوشش ریسک با عنوان ” مدیریت سرمایه طولانی مدت ” یا Long – Term Capital Management ( LTCM ) بخوبی نشان دهنده اهمیت مدیریت ریسک / سرمایه در بازارهای مالیست. این شرکت در سال 1994 توسط جان دبلیو مریوتر( Jon w .Meriwether ) از قدیمی ترین تریدر های اوراق عرضه در وال استریت و معاون پیشین و رئیس معاملات اوراق بهادار بانک برادران سالومون تاسیس شد. حضور دو برنده جایزه نوبل اقتصاد در میان اعضای هیات مدیره این صندوق حائز اهمیت است. استراتژی عمده این شرکت آربیتراژروی دارایی های همبسته و استفاده از قیمت گذاری اشتباه در بازار با بهره بردن از اهرم بالا جهت تحقق سود چشمگیر بود.
این صندوق در ابتدا با بازگشت سالانه بیش از ۲۱٪ (پس از کسر هزینه) در اولین سال خود، ۴۳٪ در سال دوم و ۴۱٪ در سال سوم موفق بود. در سال ۱۹۹۸ در کمتر از چهار ماه ۴.۶ میلیارد دلار در پی بحران مالی ۱۹۹۷ آسیا و بحران مالی ۱۹۹۸ روسیه از دست داد. صندوق پوشش ریسک شرکت بنام پرتفولیو سرمایه گذاری بلند مدت در اواخر دهه ۱۹۹۰ سقوط کرد که منجر به توافقی در ۲۳ سپتامبر ۱۹۹۸ در میان ۱۴ موسسه مالی شامل Bankers Trust ، Barclays ، Chase Manhattan Bank ، Crédit Agricole ، اعتبار سوئیس اول بوستون ، دویچه بانک ، گلدمن ساکس ، جی پی مورگان ، مریل لینچ ، مورگان استنلی ، پاریباس ، سالومون اسمیت بارنی ، سوسیته ژانرال و یو بی سی، برای یک کمک هزینه ۳.۶ میلیون دلاری تحت نظارت فدرال رزرو شد با این حال استفاده از اهرم بالا و عدم توجه به اصول اولیه مدیریت ریسک این صندوق در اوایل سال ۲۰۰۰ منحل شد. ( در حالیکه ارزش پوزیشن های باز به هنگام سقوط 10000 میلیارد دلار و ارزش کل دارایی ها ، 5 میلیارد دلار بود ) .
مدیریت ریسک و سرمایه نیز بودن تسلط روانی و تنظیم کاری امکان پذیر نیست لذا تسلط روانی و نظم کاری معامله گر در کنار رعایت قوانین مدیریت سرمایه / ریسک مهم ترین عامل موفقیت در این نوع بازارها خواهد بود.
چرخه احساسی ( حالات روانی ) حاکم بر معاملات را می توان در نمودار زیر بخوبی مشاهده کرد؛
https://www.kitco.com/ind/Smyth/2015-04-29-Preparing-For-The-big-Trade-In-Gold.html
همانطور که مشاهده می کنید ترس و طمع دو عامل اصلی جریان سازی بازار می باشند. در بازاریکه تقابل عرضه و تقاضا مهم ترین نکته در تعیین روند بازار است ، طمع افراد سبب افزایش خریدار (تقاضا) و ترس آنها سبب افزایش عرضه خواهد شد. آگاهی از حالات مختلف روانی این بازار می تواند مقدمه ای بر تحلیل بازار و پیش بینی نتیجه تقابل عرضه و تقاضا باشد. اجتناب از احساسی عمل کردن و اتخاذ تصمیم منطقی برای ورود به یک معامله یا خروج از آن نقش مهمی در موفقیت های مالی شما دارد.
ترس و طمع همراه با غریزه تبعیت از جمع به عنوان سه عامل روانی که از تفکر منطقی و بر مبنای شناخت فاصله میگیرند و تصمیمگیریها را احساسی میکنند، عمل مینمایند. در شاخهای از علم اقتصاد به نام عصب شناسی neuroeconomics گفته میشود که این دو احساس میتوانند از نظر تئوریک، نظریه بازار کارآمدefficient market hypothesis را به چالش بکشند و درستی و صحت آن را تا حد زیادی زیر سوال ببرند. ترس و طمع، همان طور که هرش شفرینHersh Shefrin یکی از چهرههای برجسته مطالعات رفتاری اقتصاد اشاره میکند، نشاندهنده انتظارات افراطی و دائما در حال تغییر بازیگران بازارها است. ترس و طمع به شدت سود سرمایهگذاری را برای افرادی که دچار این احساسات هستند، پایین میآورند؛ اما از منظری کلیتر و اگر بتوانیم نام آن را تحلیل «فرابازاری» بدانیم، میتوانند در بلند مدت به نوسانی شدن بیشتر بازار، دامن زدن به تبعیت از جمع، کاهش بازده معاملات برای تعداد بیشتری از افراد و نهایتا سلب اعتماد و ثبات از بازار بینجامند. البته طمع هم در ذات خود نوعی ترس است؛ ترس از دست دادن موقعیتهای خوب بیآنکه معاملهگر مراقب خطرات در کمین باشد.
https://donya-e-eqtesad.com/بخش-بورس-شرکت-ها-7/433260-ترس-یا-طمع-مساله-این-است
– طمع ؛
ضرب المثلی در وال استریت وجود دارد که ” افرادیکه به بازارهای رو به بالا می اندیشند پول درمی آورند ؛افرادیکه به بازارهای رو به پایین هم می اندیشند پول در می آورند ولی خوک ها که نماد افراد حریص و طمعکار می باشند کشته / قربانی می گردند.”
مواردی که نشان از برتری طمع در هدایت رفتار معامله گر دارد عبارتند از:
- تلاش برای فروش در بالاترین نقطه ممکن
- تلاش برای خرید در پایین ترین نقطه ممکن
- گرفتن حجم بالا در پوزیشن ها ( حجم انتخابی باید متناسب با قوانین مدیریت ریسک ما باشد )
از معاملات با حجم های زیاد و اغراق امیز نیز ورود به چندین پوزیشن ( over trading ) اجتناب کنید. قرار نیست همه سود های بازار را دریافت کنید و تک تک ریز موج ها را به تسخیر خود در آورید.
– ترس ؛
ضرب المثلی لاتین وجود دارد با این مضمون که ” شانس به انسان شجاع رو می آورد.”
( تفاوت میان طمع و شجاعت بسیار ظریف و البته قابل دسترسی است )
موارد زیر نشان از برتری ترس در ذهنیت رفتار معامله گر دارد:
- بستن پوزیشن زیان دِه قبل از رسیدن به حد ضرر
- بستن پوزیشن سود دِه قبل از رسیدن به حد سود ( سود نکردن به همان اندازه مضرست که زیان کردن )
- گرفتن حجم پایین در پوزیشن ها
بسیاری از بازندگان بازارهای مالی ، افرادی صبور در ضرر و افرادی عجول در سود می باشند.
– دیگرعوامل روانی مخریب عبارتند از:
- انتقام جویی ( بعد از تحمل چند معامله زیان ده پیاپی )
- اعتماد به نفس کاذب ( بعد از تجربه چند معامله سودده پیاپی )
- خرافه باوری ( علّی و معلولی دانستن رابطه بازارها با عوامل بیرونی )
- دخیل کردن Ego ( خود شیفتگی / غرور شخصی بر پایه تصویری که از خود ساخته اید) در چرخه معامله گری
راهکار مقابله با مجموعه عوامل روانی مخرب اعم از ترس ، طمع ، انتقام جویی و … طراحی یک سیستم معاملاتی و پایبندی به آن است.
فاکتورهای زیر به ایجاد نظم در معامله گری و پایبندی به سیستم معاملاتی انتخابی می انجامد :
— در نظر گرفتن معامله گری به عنوان یک کسب و کار ( معامله گری تفریحی نبوده با رویا پردازی همسویی ندارد )
— انتخاب استراتژی های معاملاتی متناسب با شخصیت معامله گر
— در نظر گرفتن قانون اعداد بزرگ و امید ریاضی در استراتژیِ تست شدهِ انتخابی ؛ قانون اعداد بزرگ احتمالاً معروفترین نتیجه در نظریهٔ احتمالات است که برای توصیف نتیجهٔ تکرار یک آزمایش به دفعات زیاد به کار میرود. بر طبق این قانون هر قدر تعداد دفعات تکرار آزمایش بیشتر شود، میانگین نتایج به امید ریاضی آن نزدیکتر میشود. به عنوان یک مثال، وقتی یک تاس ششوجهی را یک بار بریزیم، یکی از عددهای ۱، ۲، ۳، ۴، ۵ یا ۶ به دست خواهد آمد. اگر این آزمایش را تکرار کنیم، هر دفعه یکی از این اعداد به دست میآیند و اگر تاس نااریب باشد، احتمال دیده شدن این اعداد با هم برابر است. در نتیجه امید ریاضی عددی که با ریختن هر بار تاس به دست میآید طبق این فرمول برابر با ۳٫۵ است.
طبق قانون اعداد بزرگ ( Law of Large Numbers ) هرگاه آزمایش ریختن تاس را به دفعات زیاد تکرار کنیم، میانگین اعدادی که به دست میآید تدریجاً به ۳٫۵ نزدیک خواهد شد بهطور مثال میتوان به آزمایش پرتاب سکه اشاره کرد. همانطور که میدانیم نتیجه این آزمایش توزیع برنولی دارد. اگر فقط یک بار آزمایش را انجام دهیم احتمال رو آمدن سکه برابر 1/2 است، طبق قانون اعداد بزرگ اگر تعداد پرتابها زیاد باشد نسبت تعداد رو آمدنها به تعداد کل پرتابها به 1/2 میل میکند. مشخص است که اختلاف تعداد روها و پشتها با زیاد شدن تعداد آزمایشها افزایش پیدا میکند. پس احتمال کوچک بودن اختلاف روها و پشتها به سمت عدد صفر میل میکند. هم چنین میتوان نتیجه گرفت که نسبت اختلاف روها و پشتها به تعداد کل پرتابها نیز به سمت صفر میروند. از این حقیقت در مییابیم که با وجود رشد اختلاف بین تعداد روها و پشتها در انجام این آزمایش به دفعات زیاد، سرعت این رشد از سرعت افزایش تعداد کل پرتابها کمتر است.
میتوان قانون اعداد بزرگ را به صورت خلاصه شده به شکل زیر نوشت:
که در آن X1,X2,… دنبالهای از متغیرهای تصادفی مستقل با توزیع یکسان و u میانگین هستند.
اگر به سیستم معادلاتی خود اعتماد دارید ، با ضرر در چند پوزیشن ، ناامید نشده و به قانون عدد بزرگ اعتماد داشته باشید ( اجتناب از انتقام گیری )
https://fa.wikipedia.org/wiki/قانون_اعداد_بزرگ
— پذیرفتن حد ضرر به عنوان هزینه کسب و کار
— در نظر گرفتن هولد بودن به عنوان یک پوزیشن ( فعالیت در بازار لزوماً به معنای خرید و فروش نیست . نگه داشتن / Hold هم ضلع سوم مثلث فعالیت / انتخاب پوزیشن در بازار های مالیست که گاه به فراموشی سپرده می شود.)
— پذیرش بازار به عنوان داور نهایی
— تمرکز روی ساختار و بازار و نه سود و زیان لحظه ای
— پذیرش اینکه سیستم یا استراتژی معاملاتیِ 100 درصد برنده وجود ندارد.
— تفکیک سه نقش کلیدی تحلیلگر ( تشخیص جهت کلی روند و سطوح مهم ) ، مدیریت ریسک ( محاسبه حجم مناسب براساس موازین حرفه ای و روند ایجاد بازدهی ) و معامله گر ( ایجاد و مدیریت پوزیشن ها )
درخصوص روانشناسی بازار در ادامه بیشتر صحبت خواهیم کرد.
تحلیل بازارعلمی در خدمت معامله گری ؛
جهت ورود به بازار باید علم لازم را به دست اورد تا بتوان در پناه روانشناسی بازار نیز مدیریت سرمایه به سود دهی رسید.
دیدگاهتان را بنویسید